تبليغاتX
رنگ واژه

رنگ واژه

دست نوشته های علیرضا مجابی(م.آذرفر)

Home Email Archive Designer
                             شعر خوانی فرشته ساری

            در دومین سالگرد تولد "رنگ واژه"

 

در ادامه‌ی سلسله‌ جلسات شعر «رنگ واژه»، دوشنبه ۷ / ۱۱ / ۸٧  ساعت ٣٠ : ٥ عصر  در بیست و چهارمین نشست، فرشته ساری به شعر خوانی خواهد پرداخت و در ادامه‌ ویژه برنامه ای با حضور میهمانان رنگ واژه و سخنرانی ایرج ضیایی ـ محمود معتقدی ـ علیرضا بهنام ـ علی مسعودی نیا ـ کبوتر ارشدی ـ  پویا عزیزی و شعر خوانی شاعران حاضر در جلسه برگزار می شود  

لازم به ذکر است تا کنون جلال سرفراز، علی باباچاهی، حافظ موسوی، مسعود احمدی، دکتر جواد مجابی، محمد حقوقی، سیمین بهبهانی، محمد علی سپانلو، علیشاه مولوی، ایرج ضیایی، مفتون امینی ، عنایت سمیعی ، محمود معتقدی، محمد علی بهمنی، رضا چایچی ٬کاظم سادات اشکوری٬ شمس لنگرودی٬شهاب مقربین٬ هوشنگ چالنگی . هرمز علیپور.محمد خلیلی و جعفر کوش آبادی  میهمان شب‌های «رنگ‌ واژه» بوده‌اند.

 

این جلسات به همت علیرضا مجابی (م.آذرفر) شاعر و نقاش معاصر، اولین دوشنبه‌ی هر ماه به آدرس: ضلع جنوب غربی فلکه‌ی دوم صادقیه، ابتدای آیت ا... کاشانی، برج طلا، طبقه‌ی هفتم واحد دو، کانون فرهنگی هنری م.آذرفر برگزار می‌شود.

ورود برای عموم آزاد است.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 ساعت 14:27 توسط علیرضا مجابی (م.آذرفر) |


 

مرثیه ای عجالتن برای تهران و غزه و غزه و ایران

 

پس

کجاست آن اتفاق موعود؟

چرا کر شده است زمین؟

صدای دختران غزه را

که با ناله های مادران تهران

در هم تنیده شده

                          چرا نمی شنود زمین؟

مردان کردستان

مگر دست در دست پدران غزه

به گورهای دسته جمعی روانه نمی شوند؟

چرا نمی بیند آسمان؟

چرا نمی بارد آسمان؟

کودکان غزه را چه پوششی ست

جز پوست زیبایشان

و

پسران ایران را     قلب پاکشان

سرب داغ و زوبین اندیشه های ناپاک

چگونه بر قلب غزه و ایران می نشیند؟

چرا؟

تا غزه مینالد     تهران می گرید؟

تهران می نالد   غزه می سوزد؟

این ابرهای سیاه

چرا سایه از سر ما بر نمی کشند؟

مگر خون غزه شیرین است؟

مگر مغز ایران خاموش است؟

...

چرا نمی بیند آسمان

چرا نمی شنود زمین

پس کجاست آن اتفاق موعود؟

 

۱۲/۱۰/۸۷

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 ساعت 13:19 توسط علیرضا مجابی (م.آذرفر) |


 

 

یادت پیاده رویی ست

که هر روز

از آن می گذرم

شاید روزی به همین نزدیکی

شهرداری بیاید

سنگ فرش هایش را

تغییر دهد

جوی هایش را پهن تر کند

و درختان سر به فلک کشیده اش را

از جا بر کند.

یادت

بیابانی می شود

که مارمولک هم

از آن نمی گذرد.

 

 

۸۷/۱۰/۱۸  م.آذرفر

 

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387 ساعت 19:20 توسط علیرضا مجابی (م.آذرفر) |